واتوره

واتوره به معنای درد دل همراه با اندوه و حرف زدن با نارضایتی محلی است برای درج حرفهای ناگفته در قالب شعر بومی و به زبان لکی

+ کونک آو و آگر

بی تُو هَمیشَه چی ئی کَمْ دیرِمْ

چی آهو زَخْمی مِه یِه رَمْ دیرِمْ

بی تُو کوئی کِمْ ئِه خِشْتْ وُ خَرّی

نِسْبَتی وَه گَرْد اَرْگِ بَمْ دیرِمْ!

بی تو همیشه چیزی کم دارم

مانند آهوی زخمی میل رمیدن دارم

بی تو انبوهی از خشت و گل هستم

با ارگ بم نسبتی دارم!

********************

خاکِه لَه کُنی خَمَه خاطِرِمْ

کُونِه کی پِرِّه آوْ  ئو آگِرِمْ

وَه پَریشونی گی سه یِتْ ننازْ

مِه ئِه گی سه یِتْ پَریشونتِرِمْ

خاطرم انبوهی از خاک های اندوه است

تشگاهی پر از آب و آتشم!

تو دیگر به پریشانی گیسوانت مناز

من از گیسوان تو پریشان ترم

********************

بی مَه سَه رِفیقْ بِرّی گرگِ هارْ

گَه لی نیئو گیرْ،تَمومْ کُوئنَه کارْ

جُورَتِمْ نی ئَه سَرْ آجُویْ یِنِم

ئیرِشْتْمَه مارِنْ چی مارِ بالدارْ!

رفیق دسته ای گرگ هار شده ام

گروهی پنهان گیر و همه کهنه کار

جرات نمی کنم تکان بخورم

مثل مار بالدار یورش می اورند

*****************

جَه یادِ ذوقی،قاتِلْ احساسی

خُویْنی گُولِه یِ قَشَنْگِ یاسی

دَسَه مِلْ باخی،هُومْ دَسَه تَوَرْ

دشمَنْ شودَری،هُمْ بِه ئَتْ داسی

جلاد ذوق و قاتل احساس هستی

تو گلهای قشنگ یاس را کشتی

دست در گردن باغ و در دسته تبر

دشمن شبدری و با داس بیعت می کنی

******************

ئَرْ تِه دَمْ و لوتْ قَنْ تُومی نِه ری

چی جُومْ چَمِتْ، جَمْ جُومی نِه ری

چی گِژِکْ نومِتْ مِه باوْژْمِه مِه یِمْ

بی نُومْ اَعْظَمِتْ کَس نُومی نِه ری

پیش دهان و لب تو قند مزه ای ندارد

مثل جام چشمانت جمشید جامی ندارد

نامت را مثل گردنبند به گردن می آویزم

بدون نام اعظمت کسی نامی ندارد

********************

بی تو با عصمت هابیلم چه کنم؟

بی تو با حسرت قابیلم چه کنم؟

تو اگر که مرا قربانی عشقت نکنی،

من با حضرت اسماعیلم چه کنم؟

نویسنده : ماشا ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ ماهی خواب

بارانِ بی قرار

در آغوش خاک آرام گرفت

آسمان از حسادت

فریاد کشید

برقی از چشمانش جهید

باران

همه جا موضوع عاشقانه ای ست.

****************************

ماهی خواب

در برکه ی چشمانم

بی قراری می کند

برایم بالشی بیاور

نه بی قاعده کوچک

نه بی قواره بزرگ

همان اندازه

که برای دو سر جا باشد

برایم بالشی بیاور

به اندازه مهربانی

و ماهیان خوابم را

از کابوس قلابها

رهایی بخش.

***************************

آهو بی قرار تُجیرُه مِه تی      (آهوی بی قرار آرامش می خواهد)

ملک بی سامون امیره مه تی   (مملکت بی سامان امیر می خواهد)

بالو پشتم که،بونم وه گیست (دستهایم رااز پشت با گیسوانت ببند)

عزیزم لیوه زنجیره مه تی!   (عزیزم دیوانه زنجیر می خواهد)

******************************

دونیا درک کو درده بزونن  (دنیا پر از بوته های خار است بدانید)

دارسون پره برده بزونن   (درختزاری پر از سنگ است بدانید)

دونیا بوسون هویچ جایی نی ئه! (دنیا مزرعه هیچ جایی نیست)

باخ بی ثمر زرده بزونن.    (باغ بی ثمر پاییز است بدانید.)

****************************

 

نویسنده : ماشا ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ دعای دوری

نَزونِسْتِمْ زِنِیْ یِمْ دوشْمَنِمْ بی    ندانستم که زندگی ام دشمن من است

ئَه وَه گِه ئِه پِنَمْ بی ئَرْ بَنِمْ بی   آنکه در پناهم بود در کمینم نشسته بود

دَسِیِمْ دَسْ بِرائِیلْ دُشْمَنِمْ بینْ   دستهایم دوستان دشمنم بودند

یَکی دارْ ئُو یَکی تِرْ رَسَنِمْ بی!   یکی دار و دیگری طناب دارم بودند  

**********************

دِلِتْ تَنْگَه اما کاری نِه مَه کِی        دلتنگی اما کاری نمی کنی

مِنِی بَنی فِگِرْ داری نِه مَه کِی       دنبال طناب و به فکر داری نیستی!

نَه مِیْنَرْ دارْ نَه مَوَخْشی نِمَمْ چاتْ    نه دار میزنی ونه میبخشی نمیدانم چرا؟

کاری ئَرّا گُوناکاری نِه مَه کِی        برای گناهکاری کاری نمی کنی

پَه یِه دوسیتْ نِمَکِه گُلْ مَزُونِمْ      شاخه ی دوستی تو گل نمی کند میدانم!

خیالِ دلخوشی خاری نِه مَه کِی        تو حتی خیال دلخوشی خاری هم نداری!

دِلِتْ سی دارِ صدْ سالَه عَزائَه       دلت سیاهپوش عزای صد ساله است

کِراسْ ئِه وَرْ عزاداری نِه مَه کِی؟    تو لباس عزاداری را عوض نمی کنی؟

زِمِسُو چی تو ئِه مینَه مَنینِه خاوْ      زمستان رفت وتو در خوابی!

وِه هارْ هَتی،باراباری نِه مَه کِی؟    بهار آمده است تو کوچ نمی کنی؟

مَسِزینْ و مَتِزینْ و مُوئینَه بُویْل  میسوزی،رنجیده می شوی،خاکستر می شوی

آگِر ئِه کِلْ اما کاری نِه مَه کِی؟    تو آتش گرفته ای اما کاری نمی کنی!

**********************

کی بی گِه دُوئا دویْریمو کِردی؟     چه کسی برای دوری ما جادو کرده است؟

قِلف و کِه لیلِ دوسیمو بِردی؟     قفل و کلید دوستی ما را چه کسی دزدید؟

کُومی کافِرْ بی وَه فرهاد وِ تی،    کدام کافر به فرهاد گفت!

عاشقی نَکَه شیرینْ خو مِردی!    عاشقی نکن که شیرین مرده است!

 

 

نویسنده : ماشا ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ حرمت پنجره

شَه پَه توزونِه شِه تونَه نِه مویْنی    

قَپِ  قِرّ خِنْجَر ئو شونَه نِه مویْنی؟ 

بِه ئَت داسْ و دَسَه وَه گَرْدِه آشیرْ

حِه نا بَه نونِه خَرْمونَه نِه مویْنی؟    

 (هیاهو و جولان شیطان است،نمی بینی؟)

(درگیری خنجر و شانه است نمی بینی؟)

(داس و دست با چنگک هم بیعت شده اند)

(حنا بندان خرمن است نمی بینی؟)

شه په توزون:غوغا و هیایو،گرد و خاکی که از دور پیداست

قپ قر: درگیری، نزاع             آشیر: شن،چنگکی که با آن خرمن و ماند آن را جمع

یا بوجاری نمایند      

*******************************************

عِشقْ ئی پیائِه پا‍پَتی ئَه مِه چُونا کِی؟

ئی تاپو بی تاقه تی ئَه مِه چُونا کِی؟

چی نارِنْجَکْ بی زامِنی وَخْتَه بِتوقیم!

تو ئی بامِ ساعتی ئَه مِه چُونا کِی؟

عشق این مرد پا برهنه را می خواهی چکار؟

این حجم بی طاقتی را می خواهی چکار؟

عنقریب است که مثل نارنجک بی ضامن منفجر شوم

تو این بمب ساعتی را می خواهی چکار؟

پا پتی:بی سر و پا،        چونا کی:چکار کنی، برای چه میخواهی

تاپو:حجمی گلی یا فلزی که روستاییان برای نگهداری حاصل اعم از آرد و گندم و جو

وامثال آن بکار می برند.      بام: بمب

**********************************************

سِه یِه زخْمِ کاری ِژیرِه شالِمْ کَه

سه یِه اشگیاوی گوشَه بالِمْ کَه

چِلْ سالْ گیونِمْ کَن اما نَمِرْدِمْ!

ئَرْ دوسِمْ دیری زِنی ئَه چالِمْ کَه

به زخم کاری زیر شالم نگاه کن

به شکستگی گوشه بالم نگاه کن

چهل سال است جان می کنم و نمی میرم

اگر دوستم داری زنده به گورم کن

**************************************

بی پرده بگویم

پرده،

 به حرمت پنجره

دست درازی می کند!

*****************************************

بوی خرافه، بوی خون می دهم

بوی جهنم، بوی جنون می دهم

تب، تاول،ترس،تابوت، تنهایی

خبر از آمدن طاعون می دهم!

*************************************

با دو چشم پر انتظارم چه کنم؟

با دو تار خاموش کنارم چه کنم؟

گیرم که بالش بغض مرا خورد،

با بغض پنهان دو تارم چه کنم؟

نویسنده : ماشا ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ چراغ چشم

من،

بچه ی شاد شرمگینی بودم،

یک شب ،که روزها طول کشید

خوابم برد،

فردا که بیدار شدم

مرد دلشکسته ی غمگینی بودم!

*********************************************************

تُونائی تَنِ عَه لیلِمْ تو بینْ           (توانایی تن معلول من تو هستی)

دَسَکْ و سویْنْ و کُچیلِم تو بینْ   (تو بازو و ستون و عمود خیمه من هستی)

وَخْتی ئِه بِهِشت مَکِردْمَه دَرِرْ     (وقتی که از بهشت بیرون آمدم)

نَه گَنِم نه سیوْ،دَه لیلِم تو بینْ!    (نه گندم و نه سیب،دلیلم فقط تو بودی)

تونایی:قوت،توانایی        عه لیل:معیوب،بیمار

دسک:دستک،بازو.ریسمانی که در چهار گوشه سیاه چادر وظیفه نگهداری و سر پا بودن چادر و خیمه را در جهت افقی بر عهده دارند.

سوین:ستون،استوانه.چوبی که وظیفه سرپا بودن عمودی سیاه چادر ر ا بر عهده دارد.

کچیل:قطعه چوبی که روی سوین بصورت افقی قرار میگیرد و با آن شکل حرف T را میسازد و به سیاه چادر شکل میدهد.

مکردمه رر:بیرون می آمدم،خارج می شدم.

**********************************************

بِرْمْ و بِرْژِنِتْ رَنینَه عزیز         (ابرو و مژه هایت رنگین و زیباست عزیزم)

سِیِتْ شِراوِه شیرینَه عزیز    (نگاهت شراب شیرین است عزیزم)

ئَرْ چَمِتْ بونی، ماوَه تاریکی   (اگر چشمت را ببندی تاریکی می آید)

چَمِتْ چراخ زَمینَه عزیز!        (چشم تو جراغ روشن زمین است عزیزم)

برم:ابرو        برژن(یا برژنگ با تلفظ خفیف گاف):مژه     رنین: رنگین، زیبا

سیت: نگاه تو           بونی: تو ببندی         ماوه: می شود    

***********************************************  

چیمِیِتْ بِکَه چراخْ شوئِه یِمْ      (چشم هایت را چراغ شب هایم کن)

نَفَسِتْ بِکَه داری توئِه یِمْ         (نفست را داروی تب هایم کن)

سیراوی نِه رِمْ ئِه دِم و یوئِتْ     (از لب و دهان تو سیر نمی شوم)

یوئِه یِتْ بویرِنْ ئَرْ قِه یوئِه یِمْ       (لبهایت را به لبهایم بدوز)

بکه: بکن، انجام بده    یو:لب،یوئه یت: لبهایت       بویرن: فعل امر از دویرونن به معنای

دوختن         قه: کنار، روی

***************************************

نویسنده : ماشا ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس