واتوره

واتوره به معنای درد دل همراه با اندوه و حرف زدن با نارضایتی محلی است برای درج حرفهای ناگفته در قالب شعر بومی و به زبان لکی

+ برمودای بلا!!

برای بلعیدن من!

برای بلعیدن تو!

برای بلعیدن ما !

برای بلعیدن شما!

برای بلعیدن باد و باران!

برای بلعیدن:

باغ و بهشت و بید و بنفشه!

بابونه و بهار و برف و بیشه!

برمودای بلا!!

دهان گشوده است!

زمان، در استوای اسارت ایستاده است.

زمین،صدها سال نوری از زندگی دور افتاده است.

جهان،در جراحت جنگل به گل نشسته است،

سپاه نامیرای پسمانده ها!

در کمین ساحل نشسته است.

جنوب!

در جزیره جنون،

بر مدار مرگ می رقصد!

شمال در نبرد تن به تن

با اره و تیغ و تبر،

شمال چه شمالی؟

قتلگاه شقایق و شبدر!

شمال چه صفایی دارد؟!

با صنوبرهای بی سر!

از زخمابه باغ،

جوی زلال زهر جاری است.

تاول طولانی رود!

بر تن تکیده خاک،

زهرابه ی مرگ می پاشد.

با سرعت جنون!

با سقوط صاعقه!

سیاه زخم زندگی!

تکثیر میشود،

با تصاعد تکنولوژی!

عطش عریان انارستان

در سماع سیاه سنگ و سیمان

به آتش کشیده میشود.

هر روز به اقلیم اقاقی ها تجاوز میشود.

انسان!

جاهل جاویدان!

گلهای بی گناه را،

گریان!

به گلخانه تبعید میکند!

به شورستان!

ماه آیینه نشین نگران!

نظاره می کند این تبعید را،

به تماشا می نشیند، از پس پرده ی غم

خورشید بی امید را!

خورشید بیوه بغض آلودی ست،

در افق بی خنده ی خاک

به خون می نشاند!

رخت روزهای سپید را!

آی انسان!

جاهل جاویدان!

خدای خوان بی ایمان!

چه می کنی با این زمین؟

با این زمان؟

دیرینه ی پر اندوه !

کوه!!

دلگیر شد

از پریشانی پیر شد

وقتی ستمکاران نوشتند:

زاگرس تسخیر شد!!

آی انسان!

جاهل جاویدان!

بی دین!

بی ایمان!

همه جا در فکر تسخیری!

دست بخشیدن نداری!

همه جا دستت دراز است که چیزی بگیری!

آی انسان!

بمیری!!

 

 

نویسنده : ماشا ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩


+ آبشار گیسو

آبشار سبز گیسوان تو که جاری میشود!

تمام نارونها دوست دارند که شانه شوند

دریای نگاهت که موج بر میدارد

سنگها در دلشان آرزو دارند آب شوند!

باد که بر دشت طلازار گندم میوزد

آرزومند است که دستی بر زلف تو بکشد!

زمستان با نگاه تو بهاری میشود

رود به امید آرامش در آغوش تو جاری میشود

روی تو صورت زیبای بهار است

 سیمای تو سیرت سبزه زاراست

ای شان نزول آیه (احسن الخالقین)

میدانی چرا خدا آینه را آفرید؟

تا ناز شست خود را دو برابر کند!همین!

سوره سنگین سکوت!

آیه آه بلند!

اقیانوسی از ارامش در چشمان تو جاری ست!

سبزینه نی نی چشمان تو

راز جاودانگی جنگل است

تا تو هستی

تا دستان تو هستند

تا روی تو در روی من است

تا به حبل المتین گیسوی تو آویخته ام

زمین ضمیرم

از هیچ زلزله ای نمیلرزد!

از رعشه هیچ ریشتری نمیترسد!

تا تو هستی

تا تو هستی!

********************************************

نیکی ئی به کَن سر مه آ بِرِن  (کار خیری بکنید و سر مرا ببرید)

یارِ پوسِم کَن چرمِم آ گِرِن   ( سلاخیم کنید و پوستم را بکَنید)

چنی ئی گیونه بکشیمه تو سور (چقد جانم را به دنبال خودم بکشم؟)

بکیشِنمَر دار گیون مه آ خِرِن!   ( مرا به دار بکشید و جانم را بخرید)

 

نویسنده : ماشا ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩


+ آزادترین کبوترم!

نه آرزوی رفتن در دلم

نه شوق پرواز به سرم

من در قفس قلب تو

آزادترین کبوترم

      *

در کنج این قفس

درآسمان برترم 

در آبی چشمان تو غوطه ورم!

بال من شکسته است!

پر من گر بسته است

عشق تو شد شهپرم!

بال میگشایم

از مرز خیال میگذرم

       *

با بال چشمهای تو!

من می پرم

از دریچه چشم تو

به دنیا مینگرم

من در قفس تو

آزادترین کبوترم!

************************************

دالِکَه گوش کُودُنیام یِ رِسَه

شَپَه توزُنمَه شارِم شی وِ سَه

رَتمَه وِخواری بیمَه خَنَه زار

بَردِ بی ئِنِم دِ جا کِه نِسَه

روزگار خوشیم وِ سر اُمائَه

جنگ شرو بیئَه شِپور زِنِسه

سی پوپ اُفتائَه دِ مرخِ لوِنم

مرخ خائَه نیم خائش جُرِسَه

همال می خَنَه تیتال وِم میکه

تاسِم اُفتائَه زَنگِم زِرِسَه

دل خوش نارِم کِزِم چی کرمو

جومَه جونِ مِه بد جور دِرِسَه

قدیم تفنگچی لُخت کِردِ هیسم

تازی ام پیرَه بازم بِرِسَه

هام وِ دار کِردَه دِ هزار گَزی

دِ شیشِ مَغار لِنگِم سو رِسَه

دا سه لِم کو چی وِم اومائَه

رُخسار لوچ ئو لَر تولِم تومِسَه

دا دَسِم بِیر دنیام خراو بی

دِرارِم دِ زیر دیوار رِمِه سَه

مِه هم چی تو دا چَشم ها و در

مه هم چی تو دا چشم جورِسَه

نه دَنگ هُمسا هی نه بو کاسِمسا

سِیل ئی دوسیا پیتَه بو رِسَه

درد چَن دِشو بونِم دِ درین

بِرار بی اَماخ بَئر بو رِسَه

خوئر خاموش و خوئر زا خودسر

دا سیل ئی زخم تازَه کِرِسَه

هر کوم وِ طوری ها تلف موئَن

سیل ئی سیویا وِ گن هَه رِِسَه

بی ئَه و قاتل دین و دنیامو

ئی لقمه لَمون نونِ بو رِسَه

نوئَه چی غافل اسیر خاویم

تا گَه وِریسیم جَلاو بَرِ سَه

دا من ئو تو تنیا منیمه

تو بَردِ بلا مِه آرد یَه رِ سَه

مه ها دِ طالم روئِم و تالو

چی بَکِنِم مِه وا بخت جَرِسَه!

بلائی اوما ریزِس دی جونم

مگر دامون تو و داد بَرَسَه

**********************************

نویسنده : ماشا ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩


code bye Www.pichak.net -->

كد ماوس