وقتی در انتهای عمیق تنهایی خویشم
تنها به تو می اندیشم
پاییز پریشان مرا
تنها چراغ چشم تو
می تواند پرپر کند
من از بهار روی تو دانستم
حرف (پ)همیشه سر آغاز پاییز نیست
می تواند نام پروانه باشد
پر برای پرنده
یا پاپوشی برای پاهای برهنه!**************************************************************************
چی مه یت کتاوی پر ئی غزلن! (چشمهایت کتابی پر از غزل هستند)
مری دو دوری شیر ئو هه سلن! (گویی دو پیاله پر از شیر و عسل هستند)
هر سه یی ئه تو پره که قرئون! ( هر نگاهی از تو برگی از کتاب آسمانی است)
دو دفتر دس نویس شئر و متلن! (دو دفتر دستنویس شعر و قصه هستند)
********************************************************************
سه یت برد و بتون هم وه آوه مه که! (نگاهت سنگ و بتون را هم آب میکند)
آگره مه مرمنی موری خراوه مه که (آتش میزند ویران میکند میبرد و خراب میکند)
هزار اسکندر میهونه ورت ئو ئیره مچن(هزار اسکندر از ترس پا بفرار میگذارند)
سوار سه یت گه پا ئی رکاوه مه که!(وقتی که سوار نگاه تو پا به رکاب میشود)
مالت آباد بو، چه نی خوئی کی (خانه ات آباد تو چقدر زیبایی)
مه ری اشگاره، ئر آسوئی کی (گویی آهویی هستی که در افق ایستاده ای)
سینت کی نیه باخه بهشته (سینه ات چشمه ی باغ بهشت است)
سوزی وه هار چم ئو روئی کی (مثل سبزه زار بهاری حاشیه رودخانه هستی)
پَره گل هیرو وه هار گرینی (مثال گلبرگهای گل هیروی بهار کوه گرین هستی)
پینه خوشبوئه بَنِ جوئی کی (پونه ی خوشبوی کنار جوکنارانی)
چیملت رش ئو روئشتت شیرین (چشمانت درشت و زیبا و رفتارت دلنشین)
آهو چی تونه،یا آهوئی کی؟ (نمیدانم آهو مثل توست یا تو آهویی هستی؟)
ئی کومی ئیل عاشق مسلکی؟ (از کدام ایل عاشق پیشه هستی؟)
زونم یال با!وه ژت کوئی کی! (زبانم لال تو خودت ایل تباری هستی!)
برا خو خوئه! خدا ئَر به تی، (اگر خدا عنایت کند برادر رشید خوب است)
صد گِل بیتر ئه برا خوئی کی! (صد برابر از برادر رشیدی خوبتری تو)
تمنا تی نی آو زه لالی کی (تمنای تشنگی آب زلالی هستی)
خوشی وصال ته مارزوئی کی (حس خوب لحظه به ارزو رسیدن آرزومندی هستی)
هوئره گرمه روژ آخر اسفنی (گرمای آفتاب روزهای آخر اسفند ماهی)
گرما دلنشین نیمه روئی کی. (گرمای دلنشین نیمه روزی هستی)
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
داره دردی کم هامه روی آوا! (درخت انبوه دردی هستم که در آب شناورم)
گه له په له مه وه روی لفاوا! (بر شانه های سیلاب در حال حرکت و جابجایی ام)
آو مِه مَه آگر آگر مِه مَه وا! (آب مرا به آتش میدهد و آتش مرا به باد میسپارد
ئی زمین خودا جاما نه ماوا! (روی زمین خدا جایی برای من پیدا نمیشود)
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
برایل ئی خوسه حرفم نه مائی (ای برادران بس که غمگینم حرفی برای گفتن ندارم)
می مِه جال وَرک ماره مه زائی (میشم به جای بره مار می زاید)
هَلگَه هَلگِمه وه مِه نِی یوسف (آشفته و شتابان در جستجوی یوسفم)
ئی دَلمِم گرگه هار ئی ره مائی! (اما از دلوم گرگ هار بیرون می آید)
نیفه گیون نیمسوز، چی حشگه داری (نیمه جان و نیمه سوز مثل درخت خشکیده)
وه ره نس گه مه، سر مو ئه ماری (با بغض می گرید و مویه میخواند)
ئی تاوه دوس ئو، ئی ده سه دونیا (از دست دوست و از دست دنیا)
ده لم توریا یه، گه لا نه ماری! (دلم قهر کرده است و بر نمی گردد)
******************************************************************
بو ئه دو ده سی، به ئر نوم سرم (بیا و دو دستی بر سرم بزن)
بو آگر به نه، کراس شه ر وه رم (بیا و آتش در پیراهن پاره تنم بزن)
اگر ها ناوین، به نیشین ئر ته م (اگر قصد داری نیایی و پیشم بنشینی)
دورم که ئی قور، برد بنر سه رم! (مرا در قبر بنه و سنگ روی من بگذار)
م چی بایه قوش شو ناله مکم ( من مثل جغد شبها ناله میکنم) چی بز و روی آو ها واله مکم (مثل بز روی اب دارم سر و صدا میکنم) بی تر و بی شر رمی بریایه ( رمه بدون رد و نشان سرقت شده است) ا کرنگ هالی ها گاله مکم (در آغل خالی دارم فریاد میزنم) بایه قوش: جغد مًکًم:میکنم واله:صدای بز بی تُر و شُر:بی رد و نشان کرنگ:آغل هالی: خالی گاله:فریاد کمک خواهی
******************
چیملت مری دو گرگ هارن (چمشهایت مثل دو گرگ هار هستند) و ول بونسا ایرشته مارن ( بی دلیل و سبب یورش می آورند) مورن و مورن قل قل ا دلم (قطعه قطعه از دلم میبُرند و میبَرند) و زور گله هم گلا نمارن (با زور گلوله هم عقب نشینی نمیکنند) چیملت:چشمانت مری:مثل و مانند شبیه هارن:هار هستند ول بونسا:بدون دلیل ایرشت:یورش و حمله مارن:می آورند مورن(با تشدید ر):می بُرند مورِن(با کسرر): میبَرَند قل قل:قطعه قطعه گُلَه:گلوله گِلا نمارن: عقب نمی نشینند. ***************** این چه رازی است! این چه راز جانگدازی است! هر گاه که من در کنار توام محو تماشای رخسار توام هستی شتاب میگیرد! سنگ خاک چوب خاصیت آب میگیرد! عقربه ها عجول میشوند! این چه رازی است! این چه راز جانگدازی است! هر گاه که من از تو دورم ناشکیبم ناصبورم! پای ثانیه ها لنگ میشود! آب! باد! نور! آینه! هم خاصیت سنگ میشود! عقربه ها خجول میشوند! این چه رازی است!!
آغا زُوی تِر بو وَختِ ظُهورَه (آقا-امام زمان-وقت ظهور است زودتر بیا)
نِشُنه یَه سَه زوردار بی زوره (نشانه این است که هرج و مرج است)
دونیا ها وَه روی گیژِه گِرداوا (جهان بر روی گرداب است و چرخ میخورد)
تی خِه دو دَمِت بِدَر و ساوا (تیغ دو دمت را بیاور و تیز کن)
آغا زُوی تِر بو شِمشیرت خِردَه (آقا زودتر بیا و شمشیرت را بچرخان)
دال گیژو کافر اِ دورمُو پِر دَه (گروه کرکسان کافر را از اطراف ما بپراکن)
دَسِ دَس مَلَت دریژ کو لا مو (دست شناگرت را به سوی ما دراز کن)
نِزیکَه شِطو آو بِنی ئَر جامو (نزدیک است که شیطان ما را نابود کن)
یِیمه کل کار مو سِرَ تات کیه (کارما بیقراری و سرک کشیدن است)
آغا ئَر ناوی همال شاد کیه (آقا اگر نیایی دشمنان ما شاد میشوند)
ئیمه کل مریض دیدار تو نیم ( ما همه برای دیدنت بیمار شده ایم.)
تو پاری آوی ئیمه بوئه نیم (تو مثل زمین آباد ی و ما زمین بایریم)
آغا وَ خدا کل دلگیریمن (آقا به خدا همه ما دلگیر هستیم )
بی تو اِ زِنِه ئی وَلا سیریمن (بدون تو از زندگی سیر شده ایم)
اغا و خدا یَه بیسَه دردمو (آقا بخدا این برای ما دردی شده است)
گه تو نِماوی بِکوئینو گردمو (که تو نمیایی همراه ما بشوی )
آغا اَر ناوی لِه لا چی مِه نَه (آقا اگر نیایی نیست و نابود میشویم)
چی خاکِ نُم ری پامال بیمِنه (مثل خاک سر راه پایمال میشویم)
آغا اَر ناوی مَشیوی شارمو ( آقا اگر نیایی همه چیز به هم میریزد)
گوئِنه ماوئَه گلِ بی خار مو (بوته گون گل بی خار ما میشود)
خارِ پِه کُولَه پِر وِلات بی ئَه (دنیا پر از خار په کوله شده است)
دادِ گل هیرو وَ اوج رَسی ئه ( داد گل هیرو به اوج بلند است)
ظالم نامراد ئِه وَر نِه مَه چو (ظالم نامراد عقب نمی نشیند)
دینی نَمَنی، مِسَلمو هار کو؟ (دینی نمانده است مسلمان کجاست؟)
مَگَر تو باوی کافر مِنا کِی (مگر تو بیایی و جلوی کافر را بگیری)
گَنی و خوئَی اِ یک جیا کی (شر و خیر را از هم جدا کنی)
آغا زُوی تر بو گورچِن موسا بار (زودتر بیا و عصای موسی را بیاور)
چی خلیل خدا خِر ئَر کافر بار (ابرهیم آسا آرامش کفار را به هم بزن)
آغا زُوی تِر بو وِلات به ئَر یک (آقا زودتر بیا و دنیا را به هم بزن)
آگِر بِرشِنِه تُومِه دُوی سه نَک (آتش در تخم علفهای هرزه بریز)
اغا زُوی تِر بو اسبیکو بِرمِن (زودت بیا و سفید کوه را ویران کن)
تَم و توز بَکَه آغا بِه گِرمِن (گرد و خاکی بکن و رعد و برقی بزن)
آغا بو شونِت بِه ئو ژیر بارمو (آقا بیا و شانه ات را زیر بار گرانمان بده)
بوئَه واگیژه خرمونِه خار مو (مثل گردباد خرمنهای خاررا دور کن)
ئی جومه ماوی یا جومه هَنی (این جمعه میایی یا جمعه دیگر)
ئی دِنون لَه قَه آغا بِه کَه نی (آقا این دندان لق را در بیاوری!)
جَمِ جاخ کافر اِ کو بَر تونی (تو میتوانی جمعیت کافران را از بین ببری)
ظالم مِل هُر مِل کو کَر تونی (ظالم گردن کلفت را تو میتوانی ادب کنی)
یا علی ئی بوش ایمام حاضر (یک یا علی بگو ای اماعصر)
آغا آگِر بار باوژِه کِل کافر (آتش بیاور و در آغوش کافر بیداز)
ذولفقار علی تیژ کَه بار و بو (ذولفقارحضرت علی را تیز کن و بیاور)
کُرِ سوز هَتِن اِ ویرت نَه چو (ای سبزه سوار آمدن را فراموش نکنی)
آغا بو تقاص خوین حسین بِگِر (بیا و تقاص خون امام حسین را بگیر)
زِه نَب دلگیره ،بو هوره بِه چِر (زینب دلگیر است بیا و مویه ای بخوان)
آغا اَر باوی وهارَه مائی (آقا اگر بیایی بهار هم می آید)
هُرَه تاو ویرِه نسارَه مائی ( شمال و جنوب با هم عوض میشوند)
آغا اَر باوی بوسو سوزَه ماو (اگر بیایی بوستانها سبز میشوند)
کافر اِ چِه نِت آغا جوزَه ماو (کافر به دست تو درمانده میشود)
کافرَه مَچو دَر وَ درَه ماو ( کافر میرود و آواره میشود)
مَچووخاری آخِر شَرَه ماو (خوار میشودد و عاقبت به شر میشود)
کفتارِل کافر هانِه هَچِ لویل (کفتارهای کافر در زوزه کشیدن هستند)
چی آژِ میروژ هانه جِمِ جویل ( مثل گروه مورچه ها در حرکت هستند)
قابیل و نمرود نسناس و دجال (قابیل و نمرود و نسناس و دجال)
یَه روژَه کِه ئَه آغا بِه ئَر گال (این همان روزیست که باید فریاد بکشی)
کمونِت بِکیش بِنیش اِ کمین (کمانت را بکش و در کمین بنشین)
نُوم ریُو بِگِر بِه ئونَر زَمین (سر راهشان را بگیر و بر زمینشان بزن)
وَ گَرد هَتِنِت کَنی خُلَ مِه (با آمدن تو چشمه هم میجوشد)
آغا اَر باوی نِه هم گلَ مِه (اگر بیایی نی هم گل میدهد)
وَختِ ظُهورت کیکِم بَرَ مِه (با ظهور تو درخت کیکم میوه میگیرد)
هزاران رحمت اِ تو سَرَ مِه (با آمدنت هزاران رحمت می آید)
اَلوَنَ مائی و پیشواز پات (کوه الوند به پیشواز پای تو می آید)
نارونِلَ مان مَه نیشِن اِ سات (نارونها در سایه تو می نشینند)
دَماوَن نوکر بِة رَق کیشِتَه (دماوند نوکری است که بیرق تو را میکشد)
گرین خاکِ پا قوم و خویشِته (گرین خاک پای قوم و خویش توست)
دریائَه مائی ماو وَ مِی مُنِت (دریا می اید و مهمان تو میشود)
جَنگَلَ ماوَه شالِ سر شونِت (جنگل شال سر شانه تو میشود)
آو ئو آؤینه مِه نِی کَر تونِن (آب و آیینه سراغ تو را میگیرند)
شُوم و شالیزار جیفه هُر تو نِن (شخم و شالیزار روزی خوار تو هستند)
هم گل هم گلاو بونه خِر سَرِت (هم گل و هم گلاب فدای سرت)
آغا ئیمه هم، بار ئو نَه زَه رِت (آقا به ما هم توجهی بکن)
آغا آوِه روی آو ها وَ دَسِت (آقا آبروی آب به دست توست)
اُورَه مای اِ خِر اَرا نَفَسِت (ابر برای نفست بیقراری میکند)
بو سری بِکیش ئو دیار دونیا (بیا و به دنیا سر بکش)
بی هار چه حدی معیارِ دونیا (ببین وضع دنیا در چه حالیست)
ظالم چی زالی خوینَه مَه میژی (ظالم مثل زالو خون میمکد)
وَ ریشخن موشی جاتونی میژی؟ (با تمسخر میگوید درد دارید؟)
فراتر ئه حد ظلم و ستمه (ظلم و ستم از حد و مرز گذشته است)
تبعیض فِره ِاَ عدالت کمه (تبعیض زیاد است و عدالت کم است)
گیژَه،گولاوَه،دریای دردَه (گرداب و مرداب و دریای درد است)
کشتی نجات اِ آو اُ دَر دَه (ای کشتی نجات از آب بیرون بیا)
خَزینَه غیوی،کِلیل دار فِیضی (گنجینه غیبی و کلید دار فیضی)
ر ریشی رحمتی،بن چینه غیضی (ریشه رحمتی وبن مایه خشم و غضب)
آغا یَه وَعدَه ذات اقدَسَه (آقا این وعده حضرت حق است)
دونیا روژ آخر مال کم دسه (روز اخر دنیا ازآن مستضعفین است)
آغا بو بِسین میرات باو آئِم (بیا میراث آدم را باز پس بگیر)
قربا قربان قدمت حضرت قائم. (قربان قدمهایت حضرت قائم)
*****************************************************
زوی زوی تِر: زودتر وَخت:وقت،هنگام گیژ:چرخش،دوار گردگرداو::گرداب ساو: تیز کردن خِر:گردش دال گیژو: تجمع کرکسها مهَ لَه: شنا سِره َتات کی: بیقراری،انتظار هَمال: رقیب همال شادکی: دشمن شاد پاری آو: زمین آباد بوئِن: زمین خشک و بایر لِه لا: گم شدن،از بین رفتن گوئِنَه:بوته گون په کولَه:نوعی خار سه گوش گورچنگ: عصا به اَریَک:بر هم بزن آگِر:آتش بِرشِن: بریز،بینداز اسبی کو: سفید گوه بِرمِن: ویران ساز تَم و توز: گرد و خاک بِگِرمِن: رعد و برق بزن واگیژَه: گردباد جومَه: جمعه هنی:دیگر دنون:دندان به کَنی:در بیاوری جم جاخ:تجمع اِ کوبَر: از بین بردن مِل هُر: گردن کلفت مل کو کَر:ادب کردن هُرَتاو:آفتابگیر،دامنه جنوبی نِسار:دامنه شمالی بوسو:جالیز،مزرعه جوز:ناتوان هَچِ لویل:سر و صدا آژ:گروه،دسته جم و جویل:جنب و جوش گال:فریاد،صدا کَنی:چشمه خُلَ مِه: می جوشد کِیکِم: نوعی درخت که بر و میوه ندارد بَر: میوه مِنی کَر:جستجوگر جیفَه هُر: روزی خوار زالی: زالو مَه میژی: میمکد ریشخَن: تمسخر میژی: درد میکند؟ فِرَه: زیاد کَم دَس: مستضعف،بینوا میرات: میراث، ماترک باو آئم: حضرت ادم
خُوآ اَر زِی مِل، چاکَه ماواری ( نمک بر زخمهای چاک شده میبارد)
ئی اسه مون هم، خاکَه ماواری (از آسمان هم خاک میبارد)
سِیلِ سی نیشتی، ئِی چیمِ ناپاک (نگاه سیاه در چشمان ناپاک نشسته است)
خُوین ئِی چی مِلِ، پاکَه ماواری (خون از چشمان پاک میبارد)
...................
خوآ:نمک زی مِل:زخمها ماواری: میبارد
ئی:از آسه مون:آسمان سیل:نگاه
سی:سیاه نیشتی:نشسته است چیم:چشم
خوین:خون چیمه ل:چشمها (ل در لکی علامت جمع است)
............................................................................
شمالی ترین جنوب مِنی (شمالی ترین جنوب من هستی)
سفیدَه دمِه غروب مِنی (سپیده دم غروب من هستی)
سِراوِ سردِ تاوسون تیژی (سراب سرد تابستان بسیار گرمی)
تو آرامشِ آشوبِ مِنی ( تو برای آشوب من آرامش هستی)
سفیدَه دم:سپیده دم سراو:سراب،چشمه تاوسون:تابستان
تیژ:تیز، در اینجا کنایه از گرمای تابستان
...............................................................
code bye Www.pichak.net -->