وقتی در انتهای عمیق تنهایی خویشم
تنها به تو می اندیشم
پاییز پریشان مرا
تنها چراغ چشم تو
می تواند پرپر کند
من از بهار روی تو دانستم
حرف (پ)همیشه سر آغاز پاییز نیست
می تواند نام پروانه باشد
پر برای پرنده
یا پاپوشی برای پاهای برهنه!**************************************************************************
چی مه یت کتاوی پر ئی غزلن! (چشمهایت کتابی پر از غزل هستند)
مری دو دوری شیر ئو هه سلن! (گویی دو پیاله پر از شیر و عسل هستند)
هر سه یی ئه تو پره که قرئون! ( هر نگاهی از تو برگی از کتاب آسمانی است)
دو دفتر دس نویس شئر و متلن! (دو دفتر دستنویس شعر و قصه هستند)
********************************************************************
سه یت برد و بتون هم وه آوه مه که! (نگاهت سنگ و بتون را هم آب میکند)
آگره مه مرمنی موری خراوه مه که (آتش میزند ویران میکند میبرد و خراب میکند)
هزار اسکندر میهونه ورت ئو ئیره مچن(هزار اسکندر از ترس پا بفرار میگذارند)
سوار سه یت گه پا ئی رکاوه مه که!(وقتی که سوار نگاه تو پا به رکاب میشود)
خودایا چه نی خه نه بی هوس! (خدایا چقدر بخندم بی هوس)
چه نی بکیشم نفس ئی قفس! (چقدر در قفس نفس بکشم)
خودا! یه کو ئه؟زنجیره سونه؟ (خدایا اینجا کجاست؟زنجیرستان است!؟)
هومه دیتونه قفس ئی قفس!! (شما دیده اید که قفس هم در قفس باشد!؟)
خودایا:ای خدا چه نی:چقدر خه نه:خنده ئی:از،در
یه:این،اینجا کوئه:کجاست؟ هومه:شما دیتونه:دیده اید
××××××××××××××××××××××××××××××××××
مَه ری گومه کین مه کوم ئو دورت(به گنبدی می مانی که دورت میگردم )
چه نی خوشمه مای ئی هورٍ بورت(چقدر از ابهت و وقار تو خوشم می آید!)
حاجت هوئاس کر ها وه دسه تو (حاجت همه گدایان در دستان توست)
والله ایموم هم نی ئه ئی طورت! (بخدا امام هم مثل تو نیست)
مه ری:مثل و مانند گومه:گنبد مه کوم: می افتم هور بور:وقار و متانت،ابهت
هوئاس کر:گدا،سائل ایموم:امام نی ئه:نیست طورت:مثل تو ،مانن تو
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
آمدن شب
رفتن روز
مرگ لحظه ها
زایش هنوز
در گوش من سخن میگوید
شوق مشرق!
از غم مغرب میروید
مرغ به امید نشستن می پرد
خورشید برای باز آمدن می رود
دل من:
صبور باش
سپیده سر خواهد زد
سحر خواهد آمد
آفتاب روز نو
رنگین و پر تلالو
به باغ و به بر
سلامی دوباره خواهد داد
بازخواهد آمد
روزهای شیرین شاد
در حضور حضرت باد!
نسیم سحر در گوش من می گفت!
همه چیز درست خواهد شد
دنیا هر اندازه که بزرگ باشد
کوچکتر از آن است که ما به هم نرسیم
باور مکن که این شب تا قیامت شب است
حرفی با تو دارم
خبری از بهار دارم
ما هم روزی
دمی!
لحظه ای!
آنی!
به دلخواه خود زندگی خواهیم کرد!
من از صبوری سنگ خاطره ها دارم
صبوری کن دل من!
***************************************
دسه روزگار یونم ده یک شه ن
تو اسیر بی ئو مه اوفتام ده به ن
هر کوم وه جیئا تش دم می زنیت
تو وا وه ره نسگ همال وا لو خه ن
code bye Www.pichak.net -->