نی آت ئَر کولُِم تیلَه خارِه خَم ( پشته خار غم را بر گرده من گذاشتی)
کِردِت ئی وَرِم کِراس زیخ ِزَم (جامه ای از خونابه زخم به تنم کردی)
چی گیون عزیزی،عزیز گیونی (مثل جانم عزیزی تو عزیز جان منی)
گیونِم گِه لِی تو مِه ئَر کی بِه کَم (جان دلم گلایه تو را به چه کسی بکنم؟)
نی آت:گذاشتی کولم:گرده و شانه ام تی له:پشته
خار خم:خار غم زیخ: خونابه زَم: زخم گه لی: گلایه شکوه
*****************************************************
وا بِرمیا بهاری و چشیا کَه کَه شونی! با ابروهای بهاری و چشمهای کهکشانی
آسمونن هم و خاک سیا می نشونی! اسمان را هم به خاک سیاه مینشانی
آهو عادت فرشته فال حوری زائسه! آهو خصلت فرشته فال حوری زاده
افتاو می زنه هه که تو چش میگشونی! وقتی که چشم میگشایی خورشید طلوع میکند
برم:ابرو
به گردن بر کشیدن تیغ آبدار
پای برهنه بر شدن بر خرمن خار
خار پشتی همچو دلبر اندر اغوش
به دیده بر کشیدن تیغ شتر خار
بی مدد عمری گرفتار بیابان بلا
نشستن در یک قفس با گرکی هار
دست نوازش بر دم عقرب کشیدن
بوسه نهادن بر لب و دندان مار
دست بسته، پای مجروح بی سلاح
در پی پیکار با دشمنان بی شمار
رفتن با تن لخت در میان شعله ها
سفر اندر سیاهی، با همره ناسازگار
در محبس بی آبرویان اندر نشستن
تن و جسم بر کشیدن بر سر دار
بارکج بر دوش زخمی،زخم کاری
تیزی نشتر به ران همچون حمار
همه سهل است اما طاقت ندارم
رقیبان را دمی بینم هم صحبت یار
*******************
بارونِ چی بِلا دِه بالا مِیا (از بالا باران بلا میبارد)
آو بیَه دِ لیز سی پریسگیا (آب لانه پرستوها را خراب کرده است)
شوئه خن زنه داسیا و شودر (داسها به مزرعه شبدر شبیخون زده اند)
خدا دِه ئه وِ دی سه نه کیا ( فرصتی به دست علفهای هرز افتاده است)
*****************************************************
ده بالا:از سمت بالا آؤ:آب بیه:وارد شده است،شده است
لیز:لانه،آشیانه سی پریسگیا:پرستوها سی پریسگ:پرستو
شوئه خن)با ضم خ):شبیخون،حمله داسیا:داسها ِیا: یکی از علایم جمع
شودر:گیاه شبدر،مزرعه شبدر ده ئه: داده است.
دی سه نک:نوعی علف هرز مزارع که به لباس میچسبد و (دیس) یعنی
چسبناک، دیسنک یعنی چسبنده.
*******************************************
وِ قوسِ برمیات مِه دل باخته مَه (به قوس ابروهایت دل باخته ام) دِه نازِ چَشیات غزل ساخته مه ( از ناز چشمهایت غزل ساخته ام) تو ن ئو شیر دات، بیا رهام کو ( تو را به شیر مادرت قسم مرا رها کن) دِ ئی ز ندونی که خوم ساخته مه (از این زندانی که خودم ساخته ام) برم :ابرو مه : من باخته مه:باخته ام چشیات :چشمهای تو تون ئو شیر دات : تو را به شیر مادرت قسم شیر مادر و رنج پدر یکی از الفاظ سوگند در لرستان میباشد.
بِرا تو بَنِ دِل مِنِت بِری.
خِلاتِ خِمِت ئَرا مِ خری.
مه وِتِم تو مِ اِ آو اِراری .
تومنت آوته نِم قویلی گری.
تو مِنِت آوتِ وَری لَفاوه
ئَسه مَنیشی هوره مَچِری.
مردم ئه باخو میوه مچنن
باخه مه ئَرا آخه مگری ؟
خو که بینایی دنیا کل پنه
اما حیف که تو پن نه مگری.
code bye Www.pichak.net -->