چراغ چشم

من،

بچه ی شاد شرمگینی بودم،

یک شب ،که روزها طول کشید

خوابم برد،

فردا که بیدار شدم

مرد دلشکسته ی غمگینی بودم!

*********************************************************

تُونائی تَنِ عَه لیلِمْ تو بینْ           (توانایی تن معلول من تو هستی)

دَسَکْ و سویْنْ و کُچیلِم تو بینْ   (تو بازو و ستون و عمود خیمه من هستی)

وَخْتی ئِه بِهِشت مَکِردْمَه دَرِرْ     (وقتی که از بهشت بیرون آمدم)

نَه گَنِم نه سیوْ،دَه لیلِم تو بینْ!    (نه گندم و نه سیب،دلیلم فقط تو بودی)

تونایی:قوت،توانایی        عه لیل:معیوب،بیمار

دسک:دستک،بازو.ریسمانی که در چهار گوشه سیاه چادر وظیفه نگهداری و سر پا بودن چادر و خیمه را در جهت افقی بر عهده دارند.

سوین:ستون،استوانه.چوبی که وظیفه سرپا بودن عمودی سیاه چادر ر ا بر عهده دارد.

کچیل:قطعه چوبی که روی سوین بصورت افقی قرار میگیرد و با آن شکل حرف T را میسازد و به سیاه چادر شکل میدهد.

مکردمه رر:بیرون می آمدم،خارج می شدم.

**********************************************

بِرْمْ و بِرْژِنِتْ رَنینَه عزیز         (ابرو و مژه هایت رنگین و زیباست عزیزم)

سِیِتْ شِراوِه شیرینَه عزیز    (نگاهت شراب شیرین است عزیزم)

ئَرْ چَمِتْ بونی، ماوَه تاریکی   (اگر چشمت را ببندی تاریکی می آید)

چَمِتْ چراخ زَمینَه عزیز!        (چشم تو جراغ روشن زمین است عزیزم)

برم:ابرو        برژن(یا برژنگ با تلفظ خفیف گاف):مژه     رنین: رنگین، زیبا

سیت: نگاه تو           بونی: تو ببندی         ماوه: می شود    

***********************************************  

چیمِیِتْ بِکَه چراخْ شوئِه یِمْ      (چشم هایت را چراغ شب هایم کن)

نَفَسِتْ بِکَه داری توئِه یِمْ         (نفست را داروی تب هایم کن)

سیراوی نِه رِمْ ئِه دِم و یوئِتْ     (از لب و دهان تو سیر نمی شوم)

یوئِه یِتْ بویرِنْ ئَرْ قِه یوئِه یِمْ       (لبهایت را به لبهایم بدوز)

بکه: بکن، انجام بده    یو:لب،یوئه یت: لبهایت       بویرن: فعل امر از دویرونن به معنای

دوختن         قه: کنار، روی

***************************************

/ 89 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی