اوقات عاشقی

زیر نگاه  نجیبت

ای شوکای شمالی،

چه غم

از دل پر،

چه باک

از دست خالی !

***********************

هلاک بی آبی ست

هراسان بی آبرویی

خدایا:

زمین را روسفید کن!

*************************

هر روز،

تکرار هر روز،

ودردی ،

که ادامه دارد

هنوز!

*************************

لایه اوزون بی گناه است

جهان

از مهربانی تو

روز به روز گرم تر می شود‍!

*****************************

بهشت را

با یک تار مویت

عوض نمی کنم

مادرم می گفت:

چاره گرانفروشی

نخریدن است!

***************************

از گلدسته ی گل ها

اذان آرزو می  آید،

وقت وضوی واژه هاست

حی علی( دوستت دارم)

بشتاب!

اوقات عاشقی قضا می شود!

*******************************

فقط کافی ست،

آغوش بکشایی

بسته می شوند

دروازه های دلتنگی!

*****************************

وقتی متولد  شدم،

مرده بودم

خاکم نکردند

تا دل مادرم نشکند

من ماندم

مردن را زندگی کردم

همه ی عمر

سرگرم کفن و دفن خود بودم

چه تشیع جنازه با شکوهی بود

زندگی من!

 

/ 130 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم شاهوردی

سلام.خیلی از شعرهای لکی ات کیف کردم.برز و بژی.

سارا

سلام. زیبا و پر احساس. برایت بهترینها را آرزو دارم.

هوشنگ رئوف

سلام مهربان ترینم مدت ها ایران نبودم و قسمت نظرات هم باز نمی شد پوزش از وقفه ای که در عرض ادبم به صاحت شاعرانه ات . شعر ها فوق العاده و نشان دادی که در سپید سرای بودنی تامل برانگیز داری . باشی به مهر و محبت برایمان

محمد امین بازدار

سلام. وبلاگ خوبی داری.بنظرم قالبت را با یک رنگ شاد عوض کنی خیلی قشنگ تر خواهد شد.

سیروس ستاروند

سلام شاعر: اشعارت را خواندم و لذت بردم . و گمان میکنم که خط فکری دوبیتی ها ی لکی و طرح هایت یکیست. واز شاخص های سبکی شعر شماست که بسیار نقطه قوتیست در اشعارتان. اما در جای تا جای از چیدمان شعرهایت گاها" اگر جایی فعل و فاعل عوض شود با مسما تر و زیباتر است. مثلا اگر ((مادرم می گفت: چاره گرانفروشی نخریدن است و...........))و اما فضای شعریتان در نوسانی بین امید و یاس است. که گاها" کفه ترازوی یکی از آنها در چیدمان کلماتت بیشتر است و توازنی فکری در آن وجود ندارد. و به قول علمای اهل فن دچار دو گانگی زبانی میشوید......هر چند که من واقعا" از خوانش اشعارتان لذت بسیار برده ام......

سیروس ستاروند

سلام شاعر: اشعارت را خواندم و لذت بردم . و گمان میکنم که خط فکری دوبیتی ها ی لکی و طرح هایت یکیست. واز شاخص های سبکی شعر شماست که بسیار نقطه قوتیست در اشعارتان. اما در جای تا جای از چیدمان شعرهایت گاها" اگر جایی فعل و فاعل عوض شود با مسما تر و زیباتر است. مثلا اگر ((مادرم می گفت: چاره گرانفروشی نخریدن است و...........))و اما فضای شعریتان در نوسانی بین امید و یاس است. که گاها" کفه ترازوی یکی از آنها در چیدمان کلماتت بیشتر است و توازنی فکری در آن وجود ندارد. و به قول علمای اهل فن دچار دو گانگی زبانی میشوید......هر چند که من واقعا" از خوانش اشعارتان لذت بسیار برده ام......

سیروس ستاروند

سلام : شما از نازنینان دنیایی شعرید که خدایتان در همه حال از بلا نگه دارد...........