نه مه زونم(نمی دانم)

مادرم،

زنی نازا بود،

با گیسوانی انبوه

 با  پریان پریشان  پشت کوه،

نسبت نزدیکی داشت

آخرین دختر قبیله ی اندوه!

           ****

پدرم،

از اهالی ایل آوارگی بود،

پسر پسین های پارینه سنگی،

جانب جزیره ی جنون،

پشت برکه ی ماه ماهی میگرفت!

             ***

من،

در جنوب جهنم،

نیم سالی پیش از عصر آفرینش،

آنگاه که زمین

در تابوت ((تتیس)) غوطه ور بود

از بازوی قطع شده ی یک توتیای تنها متولد شدم!

تتیس:گستره آبی بسیار وسیعی بوده است که در زمانهای

بسیار دور بیشتر سطح کره زمین را فرا گرفته بود.این وسعت

آبی دو اقیانوس آرام و اطلس را به هم متصل میکرده است.

جغرافیدانان میگویند دریای خزر بازمانده تتیس است.

****************************************************

هَرْ جائی مَچِمْ جا پاتَه مُویْنِمْ    (هر جا میروم جای پایت را میبینم)

وَه چَئْم قَشَنگِت وِلاتَه مُویْنِمْ     (دنیا را با چشمان قشنگت می بینم)

مِه کُلی وَرْ هُورْ،تو ئُور آرِزو      (من مثل کلوخ جلوی آفتابم و تو ابر آرزو)

هَمیشَه وِژِمْ ئِه ساتَه مُویْنِمْ!  ( همیشه خود را در سایه تو می بینم)

مچم:می روم     پاته: پای تو      موینم: می بینم

ولات:ولایت،دشت و دیدگاه،دنیا و کنایه از هستی

کلی: کلوخ، گل خشک توده مانند      ور:در معرض بودن، جلو

هور: آفتاب     ئور: ابر    وژم:خودم را

******************************

نِه مَه زُونِمْ،نِه مَه زُونِمْ،نِه مَه زُونِمْ!     (نمیدانم،نمیدانم، نمیدانم)

گِه چَتَه مِه تو ئِه گیونِم، نِه مَه زُونِمْ     (که تو از جانم چه میخواهی نمیدانم)

تو گِه موُشی دوسِمْ نِه ری ئَرّا چَه؟   ( تو که میگویی دوستم نداری پس چرا؟)

مَنینْ سَر ئَرْ نَرِه شُونِمْ،نِه مَه زُونِمْ!    (سرت را روی شانه ام میگذاری، نمیدانم)

چته: چه چیزی را    مه: میخواهی     ئه: از       گیون: جان    گیونم: جانم

موشی: میگویی        نه ری: نداری      ئرا چه: چرا، به چه دلیل  

*********************************************

/ 168 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عصمتی

سلام میلاد امام زمان بر شما وخانواده محترم مبارک باد. به روزم

روژان

نمیدونم چرا مادرم و پدرمو خوندم یاد این شعر طنز از آقای رفیع افتادم: دخترم دختری است ورزیده سی بهار قشنگ را دیده حرف تندی هنوز از بابا تا بدینجا رسیده نشنیده مادرش گرچه زاده نه دختر دختری مثل او نزاییده قامتش سروناز را ماند روی او رو که نیست خورشیده لیک چون یک کمی بود تنبل شهره خاص و عام گردیده کم کمک میرسند لیک از ره خواستگاران ورپلاسیده[لبخند]

سی دا

سلام بسیار زیبا و دلنشینه

طغرلی

سروده هایت زیباست [گل]از بازوی قطع شه ی یک توتیای تنها متولد شدم[گل]

امیر

سلام دوست عزیز همیشه سر میزنم و اشعار زیبات رو میخونم و منتظر آپ جدید هستم[گل]

ساره

به وبلاگ منم سر بزنید لطفا ........

ساره

سلام عزیزم من یه وبلاگ جدید زدم میشه لینکم کنی مرسی

کیانا

وقتی خدا می خواست تو را بسازد، چه حال خوشی داشت، چه حوصــله ای ! این مـوهــا، این چشم هــا .... خودت می فهمــی؟ من همه اینها را دوست دارم. "عباس معروفی"