برد و آوینه

 

دشنه دویری تو چی ئه نوم سینم  (دشنه دوری تو در سینه ام نشست)

بردی بی گه دات ئر نوم آوینم    (سنگی بود که تو به آینه ام زدی)

چی واگیژه هت گیا گیون بردمی  (مثل گردباد گیاه وجودم را با خود برد)

لفاوی بی  گه  آو نیاتی ئر مینم!   (سیلابی بود که دار و ندارم را با خود برد)

*******************************************

چی کن یلاشک وا بردمسی   (مثل خار کنگر خشک باد مرا برده است)

تیخ دو دمی گن کردمسی      (مرا تباه و پریشان احوال کرده است)

کردمه و خاک نک نوم ریئون   (مثل خاک نرم سر راه شده ام)

 حویرد هلونم خو یردمسی    (خورد و شکسته ام خوب مرا پایمال کرده است)

*******************************************

یه زنی نیئه،یه خوین هوردنه    (این که زندگی نیست،خون خوردن است)

چوکل ئه نومه چیئم کرده نه   (چوب خشک و تیز در چشم کردن است)

ئه یکی پرسیم وتم یه چه ئه؟      (از کسی پرسیدم گفتم که این چیست؟)

وت نومی زه نی ئه اما مردنه!    (گفت نامش زندگی ست اما مردن است)

****************************************************

/ 36 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته

بیا تا برآریم دستی زدل که نتوان بر آورد فردا زگل سلام مهربون به روزم ومنتظر حضورت باشد که باران نگاهت در مزرعه اندیشه ام ببیارد.

مجید ( دلنوشته های پدر ایلیا )

سلام مثل همیشه اشعار با معنی و زیبا ممنون که مجدد یادی از من کردید. همیشه شاد باشید[گل]

قصه گیسو

درود برشما آمدی و نوشتی واز روزگارظاهرپرست و فضیلت کش گله کردی. زیر لب با خود زمزمه کردم. (جانا سخن از زبان ما میگویی ) وحالا برایت مینویسم: چند رنگان همه یکرنگ بافسونگریند ساده لوحان همه همدرد، زخوش باوریند گور سردی بنمایید که در خاک رویم با متاع شرف و عشق، که بی مشتریند <معینی کرمانشاهی> ایام به کامتان

mojesoda

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

شیدا

سلام دوست عزیز آپم[گل]

مینا

سلام وبلاگت زیباست من لینکت کردم عزیز

وثوق

با فتخار لينك شديد.[گل]